|
قصه های شب، با همکاری بنیامین و بهاره افشاری! وقتی پاندای کونگ فوکار دوبله و پخش شد. یکی از تبلیغات ابتدای آن مربوط می شد به یک آلبوم کودکانه به نام «عجیج و مجیج» و با شعار تبلیغاتی «عجیب تر از عجیب و غریب» که از آن کار به عنوان هدیه ی بنیامین برای بچه ها یاد شد... حالا با انتشار انیمیشن «عصر یخبندان3» باز هم تبلیغی از یک آلبوم کودک با آهنگسازی بنیامین به چشم می آید. البته از آلبوم قبلی هنوز هم خبری نیست. شاید بتوان گفت مورد قبلی شباهت اسمی است و آن بنیامین، این بنیامین نیست! اما این بار داستان فرق می کند. چون از عکس بنیامین هم در تبلیغ آن استفاده شده است. نکته ی جالب توجه استفاده از آهنگ «چه حالی داره» از آلبوم ساعت 9 سیروان خسروی در تبلیغات این آلبوم است! این آلبوم می تواند یکی از پر فروش ترین های کودک باشد. این مجموعه شامل 365 قصه برای 365 شب است که قصه های آن توسط بهاره ی افشاری خوانده شده و توسط موسسه «هنرنمای پارسیان» منتشر خواهد شد. تبلیغات آن هم تبلیغات جالبیست... تبلیغات کوتاه و کم حجم است زمان آن یک دقیقه و سه ثانیه است و به راحتی دانلود می شود. می توانید از لینک زیر دانلود کنید... با تشکر از یه دوست و وب:http://mahsa1367.blogfa.com
New POP Album
وای...
سلام دوستان! بدون شرح!!! حال کردید؟!؟!؟!؟!!؟!؟!
سلام دوستان! چه طورید؟چه طوریم! به دلیل پیشرفتی چشمگیر در قسمت اخبار جدید!!! رو که در باره ی بنیامین بود براتون میگذاریم در وب! متن :نت فالش بنیامین بهادری علی رقم آنکه جزء آهنگسازان حرفه ای موسیقی پاپ است و به خوبی این رشته را می شناسد اما هیچ دوره ی خاصی را نگذرانده و به صورت تجربی در این کار پیشرفت کرده است.دانسته های آهنگسازی وی بر پایه ی آموخته هایش از نوازندگی گیتار است که از ۱۹ سالگی به آن پرداخته. نه بابا!!!
سلام!!!
میخوام براتون مصاحبه ی بنیامین با مجله ی مکث رو بذارم!امیدوارم واسه اولین بار خبر جدیدی باشه!!!
خدایا!!!این عکس منو دیوونه می کنه!!! و چند تا عکس ازدفتر یه عاشق بنیامین...!!! البته الان خوش خط ترم!!!
سلام!
خوبيد؟ دو خبر جديد يا قديم! ۱ـرکورد بیش از ۲ میلیون نسخه فروش در سرتاسر جهان برای آلبوم بنیامین ۸۸ !!! منبع:سایت ترانه شرقی taranehsh.com و آلبوم ۸۸ که مشتمل بر ۱۷ آهنگ است به فروشی بیش از ۲ میلیون نسخه در ایران و جهان دست پیدا کرد. و پرفروش ترین آلبوم تاریخ موسیقی ایران شد.الگو:خبرگزاری ایلنا ۲-سايت رسمي بنيامين داره به روز ميشه!يعني بالاخره متن ترانه هاي ۸۸ رو ميذارن؟! سنجي براي آلبوم ۸۸ ميذارن؟
خواستم برایت هدیه بگیرم ببين طلوع چشمات به دنيا چه قشنگه چون ماه رمضونه دیگه ببخشید دوستان!حلالم کنید!نتونستم جلو خودمو بگیرم! امسال هر چقدر سعی کردم نتونستم چیزی واسه ی تولد بنیامین بنویسم که حرف دلم باشه! امسال دیگه شعر نگفتم(شعر؟!)!امسال فقط میگم: بنیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــامین! تولدتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارک! امیدوارم همیشه سلامت باشی و خوشبخت!
قرار بود از دل خواب های هم بیدار شویم من چشم هایم را بستم و یکریز خواب تو را دیدم وقتی که بیدار شده بودم تو رفته بودی تو از همان اول رفته بودی! میدونی کی از شنیدن کارت از ته دل لبخند میزنی؟ وقتی شعر و ملودی همدیگرو بغل میکنن؟ آره اما نه. وقتی کار تنظیم میشه و به شکل نهائیش شنیده میشه؟ آره اما نه. وقتی کارت میاد بیرون و به گوش مردم میرسه؟ آره اما نه. نه! نه! وقتی اون لبخند و میزنی که یه بچه مدرسه ای که داره به خونه برمیگرده کارتو بلند بلند تو خیابون میخونه! وقتی تشنه می شی،آب می خوری وقتی خسته می شی،می خوابی وقتی برق می ره،شمع روشن می کنی وقتی دکمه لباست می افته،اون و می دوزی وقتی مدادت تموم می شه،اون و می تراشی وقتی عاشق می شی،هیچ کاری نمی تونی بکنی When you get thirsty, you drink water When you are tired, you sleep When there is a blackout, you light candles When your button falls of, you sew it When your pencil is unsharpened, you sharpen it When you fall in love, you can’t do anything این 5 ثانیهء آخر هم تقدیم به تو! به قول شازده کوچولو: "ستاره ها برای این می درخشند که هر کسی بتونه ستارهء خودشو پیدا کنه" اما من هر شب تو آسمون دنبال ستارهء تو می گردم تا پیدات کنم!! راستی،تو هیچ وقت صدای منو دوست نداشتی بنیامین یه روز یه پسره به یه آقاهه گفت:من شعر می گم آقاهه گفت:برو گیتار بزن (---------------------)* پسره گفت:پس من دیگه شعر نمی گم،تو بگو آقاهه گفت:مم دیگه گیتار نمی زنم،چون تا الانشم نزدم *داخل پرانتز یه داستان طولانی بود که حذفش کردیم! من اگه بمیرم تو چیکار می کنی؟ پاییزو با چه حالی بهار می کنی؟ من اگه نباشم... اگه من نباشم... من اگه بمیرم... نکنه نمی خوای که بیای تا بمیرمت و تو بیای بگی... Maybe you don’t want To come For me to die for you And for you to come And say… رو بروی باد می ایستم تا فراموشت کنم باد که می وزد نامت روی لبانم شعله ور می شود I stand in the wind In order to forget you Your name Which is on my lips? Bursts into flames As the wind blows چقدر خواب می بینی مرد دیگه بسه بیا از عاشقی برگرد دیگه بسه اون تو رو فراموشت کرد دیگه بسه Man, you dream too much it’s enough Fall out of love, it’s enough She’s forgotten you it’s enough همیشه اتفاق های بزرگ در اتاق های کوچک می افتد Big things Always happen In small rooms این روزها مثل روزهای آخر پائیز است بزودی برف می بارد و ما هیچ وقت همدیگر را نخواهیم دید These days Feel like last days of autumn It will snow soon And we shall never see each other again قایق های نجات که رسیدند سرمان را زیر آب بردیم ما غرق شدیم ما دریا را دوست داشتیم When the life boat reached We hid our heads under water We drowned We loved the sea ما سه نفر بودیم اولی کلمه بود که عشق را نوشت دیگری صدا بود که عاشقی را خواند سومی ساز بود که هر دو را نواخت ما سه نفر یک نفر بودیم We where three One of us was a word which wrote down the love The other one was a voice which sang the love The third one was a musical instrument which played the both All three of us were the one
بلندترین مصاحبه ی غیرمجازترین خواننده مجاز ایران بنیامین بهادری بامجله ي آهنگ زندگي...
بعضی ها بر این عقیده اند که سبک آلبوم اول و دوم شما تقریبا مثل هم بوده، نظر خود شما در این باره چیست؟
ما در هنر یک نظر داریم که مربوط به گروه کوچکی از منتقدان است که درصد بسیار کمی از مخاطبان را تشکیل می دهند که نظراتشان اگرچه دارای اهمیت ویژه ای است اما نیاز به بررسی و تحلیل دارد و عمدتا نظرشان هیچ ربطی به نظر مردم که همان مخاطبان واقعی پاپ هستند ندارد. برای من در نظر گرفتن نظر مردن که موسیقی را بی دغدغه و بی غل و غش گوش می کنند، مهم تر است که در آنها من هنوز چنین چیزی را مشاهده نکرده ام و نظر آنها این است که آلبوم دوم من تغییر زیادی داشته است. البته در آن گروه اول حرف های ضد و نقیض هم بسیار است، بعضی از آنها معتقدند آلبوم دوم من تغییرات زیادی نسبت به آلبوم اول داشته ولی تعدادی از آنها هم معتقدند که آلبوم های من تغییری نکرده است که در جواب شما باید مشخص شود که این «بعضی ها» چه کسانی هستند. البته قبول می کنم که «شاید» در آینده متوجه بشوم که این کاری که امروز کرده ام، زمانش نبوده یعنی یا مردم از رویش رد شده اند یا هنوز به آن نرسیده اند، منتها الان نمی توانم نظر قطعی به شما بدهم.
صدای آلبوم ۸۵ شما تقریبا از تمام خودروها شنیده می شد و یک قدم از بقیه جلوتر بود اما در این سه سال سکوت، خیلی های دیگر آمدند (خواننده های زیر زمینی) و بنیامین سال 88 مطمئنا مثل سال 85 بی رقیب نیست، به نظرت توانستی این بار هم یک قدم جلوتر از بقیه باشی؟ چون به نظر من که فرقی با آن موقع نداشتی؟
با توجه به این شرایطی که می گویی حتی اگر تغییری نکرده ام باز هم چیزی را از دست نداده ام. البته هیچ وقت هم نگران این نیستم که چیزی را از دست بدهم. همیشه به دوستانم می گویم وقتی آلبوم ۸۵ را منتشر کردم به عنوان یک آدمی که هیچی نداشت و دستش خالی بود آمدم جلو، حالا که دستم پر است و تریبون هم دارم حتی اگر همه ی این ها را هم از دست بدهم باز هم چیزی عوض نمی شود و باز خودم هستم. یعنی می خواهم بگویم تا وقتی زنده هستم آن اتفاق هم زنده است. تو می گویی آن موقع شرایط راحت تر از الان بود و من قله را فتح کردم و الان هم روی همان قله ایستاده ام. چون هنوز مردم مرا در این جایگاه می پذیرند، همان مردمی که تصمیم گیرنده نهایی هستند.
آلبوم 85 شما چه ویژگی خاصی داشت که توانست در آن زمان به محبوبیت برسد؟
بهتر است یک مثال بریان بزنم. فرض کن قهرمان وزنه برداری که می آید رکورد خودش را و کلا رکورد جهانی را یکدفعه 10 کیلو جا به جا می کند، توجه همه بر او جلب می شود و همه می گویند که وای او چه نیرویی دارد! و به مرور کم کم نیم کیلو به نیم کیلو هی بالاتر هم می رود ولی دیگه به چشم کسی نمی آید چون در صحنه بوده و یواش یواش پیشرفت کرده است. همیشه اون اتفاقی که اول می افتد آنقدر همه جا را پر می کند که بعد از آن دیگه هر کاری هم بکنی زیاد به چشم نمی آید.
چرا سه سال بین دو آلبوم شما وقفه افتاد؟
شرایط مختلفی در این مسئله نقش داشت و باید زمان خاصی را طی می کردم . به اصطلاح باید با «نور پائین» حرکن می کردم که آسیب نبینم.
مگر مشکل قانونی یا مجوزی داشتید؟
نه، اما استراتژی ما به گونه ای بود که خیلی آرام حرکت کنیم که کسی حرکت ما را متوجه نشود. در حال حاضر احساس راحتی می کنم، این جایی که در حال حاضر نشسته ام تقریبا امن ترین جایی است که در این 3 -4 سال داشته ام. البته منظورم امن ترین جا برای کار کردن است.
سکوت سه ساله ات را خیلی خوب نگه داشتی، چقدر این مسئله به خاطر خوتان بود، چقدر به خاطر کار کردن با آقای رجب پور؟
ما هیچ وقت تنهایی تصمیمی نمی گیریم، به نظرم آدم هایی که له آنها ضربه می خورد به این علت است که می خواهند به تنهایی همه تصمیمات را بگیرند.
من سعی کرده ام یاد بگیرم که یک اتفاق خیلی خوب مرا زیادی خوشحال نکند و یک اتفاق خیلی بد هم زیاد از حد مرا تحت تاثیر قرار ندهد و بیش از اندازه ناراحتم نکند. سعی می کنم که آدم متعادلی باشم و با منطق جلو بروم. ما همیشه به صورت تیمی تصمیم گرفته ایم و همیشه سعی کرده ام که از نظریات کسانی که در آن کار دخیل هستند استفاده کنم. به نظرم آقای رجب پور استراتژی خوبی در زمینه موسیقی دارد.
حرفت را قبول دارم، آقای رجب پور استراتژی های خوبی را پیاده می کند اما سوالم این است که چرا هرکس با ایشان کار می کند در آلبوم اول تبدیل به یک پدیده یا اتفاق نو می شود ولی در آلبوم های بعدی دچار یک احتیاط بیش از حد می شود؟
آن اتفاق یا پدیده اول خودش یک امتیاز بزرگ است که خیلی ها به همان هم نمی توانند برسند، برای من یک مثال بزن که تهیه کننده ای باشد که هر سال یا هر دو سال یکبار این پدیده را به وجود بیاورد؟
اما معمولا در موسیقی زیرزمینی شاهد این اتفاق هستیم، مثلا وقتی آلبوم اول فلان خواننده خوب است، آلبوم دوم همان آدم بهتر از اولی می شود.
بله، موسیقی زیرزمینی به همین شکل است، اگر آهنگ های سال 81 مرا که هیچ وقت منتشر نشد گوش می کردی ممکن بود هیچ وقت این پدیده ای که می گویی اتفاق نمی افتاد، همیشه یک شکل صعودی نرم داشت که آرام بالا می رفت تا یک جایی هم نزول پیدا می کرد ولی من خودم سدی زدم جلوی همه ی آن چیزهایی که دارم تا جمع شوند و همه را یکدفعه رها کنم که این یک امتیاز است. من آن موفقیت را با تایید مردم کسب کردم. نگرانی من این بود که این سرعت زیاد از هر حیث به من آسیب برساند که می توانست هم برساند، خدا را شکر خودم را کنترل کردم و الان رسیدم به جای معقولی که می توانم از این به بعد ادامه کارهایم را درست تر انجام بدهم.
آلبوم دوم تو همزمان با آلبوم سیروان خسروی به بازار آمد، فکر نمی کنی این همزمانی باعث لطمه خوردن به فروش آلبومت شد؟
من اصلا نمی دانستم که شخص دیگری قرار است آلبومش را همزمان به بازار بدهد اینجا زمان بیرون دادن آلبوم خیلی ربطی به ما ندارد و ممکن است بنا به دلایل مختلفی این بیرون دادن آلبوم به تعویق بیفتد.
در جواب شما به نظر من چنین نیست. چون زمانی که آلبوم اول خود رابیرون دادم شخص دیگری همزمان با من آلبوم خود را منتشر کرد که اتفاقا خواننده موفقی هم بود اما کار من جای خودش را باز کرد. مثلا وقتی چند تا فیلم همزمان با هم اکران می شوند همه فیلم ها دیده می شود ولی ممکن است بعضی از آنها فروش خوبی داشته بانشد و بعضی از آنها کمتر فروش کنند. اگر فیلمی، فیلم «خوبی» باشد حتما دیده می شود، فکر می کنم از این دید ژورنالیستی باید فاصله بگیریم و واقعا ببینیم که آن آلبوم خوب بوده یا نه، البته من آن کار را که شما گفتید کامل گوش نکرده ام. اما اگر کار خوبی بوده خب اشکالی ندارد اما اگر آلبومی نبوده که سلیقه عمومی را جذب کند، به نظر من صحبت کردن درباره ای لزومی ندارد انگار از چیزی صحبت می کنیم که مردم از آن بی خبرند!
اما انصافا آن کار هم کار خوبی بود.
چند هزارتا تیراژ داشته؟
نمی دانم.
خب من تقریبا می دانم، من خودم برایم خیلی سوال بود چون بعضی از منتقدان را دیدم که به نحوی این دو آلبوم را رو بروی هم قرار می دهند که باعث جنجال شود در صورتی که وقتی از مردم پرسیده می شد، اصلا آن بنده خدا را نمی شناختند. تحقیق در این خصوص که کار سختی نیست. به طور مثال از همین نگهبان ساختما بپرسید اصلا آن خواننده را نمی شناسد. اصلا قابل مقایسه هم نیست. آن آلبوم یک آلبوم راک است که طرفدارهای خودش را دارد اما موسیقی پاپ متعلق به همه ی مردم است. شما می توانید از افراد همین خیابان بپرسید که این آلبوم را می شناسند یا خیر؟ ممکن است از هر 10 نفر یک نفر بشناسد، تازه آن هم معلوم نیست که این آلبوم جدید را شنیده باشد. نمی خواهم بگویم من کجا هستم و یکی دیگه کجاست، بلکه فقط می گویم آمار فروش به طور کامل مشخص است و چیزی نیست که من بخواهم از خودم اعلام کنم. البته در این موضوع همان گروه کوچکی که گفتم شیطنت های خاصی می کنند در صورتی که در بین مردم اصلا این موضوع مطرح نمی شود! همیشه به این شکل بوده که اگر کسی سرشناس یا قهرمان می شود، سعی می کردند به هر شکلی آن شخص را پائین بکشند و برای این کار به اولیت دستاویزی که پیدا می کنند متصل می شوند. البته باز هم می گویم همان گروه کوچکی که گفتم این گونه اند. برای آنها مهم نیست که اصلا این موضوع با هم هم پوشی دارند یا نه.
جدا از مصاحبه، یعنی شما فکر می کنید، سیروان از طناب شما بالا رفته است؟
چرا جدا از مصاحبه؟! بله. البته او خیلی زحمت کشیده و بریا کارش تلاش کرده است. کارش کار خاصی است و از نظر من جزو بهترین تنظیم کننده هاست من چند کار خوب از او به عنوان تنظیم کننده شنیده ام. حتما روی این آلبوم خودش هم خیلی تلاش کرده چون خیلی روی آن حساب کرده بودم نمی گویم «صرفا» از طناب من بالا رفته بلکه می گویم اگر دانسته این کار را کرده آدم باهوشی بوده و اگر ندانسته بوده این همزمانی را به پای خوش اقبالی او می گذارم.
چرا؟
زیرا عنوان رقیب کسی که مردم قبولش کردند صرف نظر از نتیجه عنوان کمی نیست! (خنده)
اما فکر می کنم او حمایت هایی که بنیامین داشته را نداشته است.
اتفاقا برعکس. بعضی ها یک جنجال تبلیغاتی عجیب راه انداخته بودند و ترجیع بند این جنجال هم این بود که یک کسی آمده است که رقیب بنیامین است. به نظرم همین تبلیغ کافی است، چون اتفاق بزرگی است. من شنیده ام که تعدادی پوستر اضافه چاپ کرده اند (به هزینه شخصی) و شبانه پخش کرده اند، انگیزه از این کار، می تواند این بشود که بخواهی کسی را به زور به مردم معرفی کنی، این همزمانی بهترین دستاویز است. مصاحبه با مجلات و روزنامه ی مختلف به عنوان اینکه شخصی آمده است که رقیب بنیامین است! از نظر من هم اشکالی ندارد، مگر بنیامین کیه؟ ولی مردم فکر می کنند بنیامین کسی بوده که توانسته یم اتفاق جدید به وجود بیاورد و می خواهند بدانند که رقیب بنیامین کیست؟ بریا همین آلبوم آن شخص را می خرند ولی بعد از گوش کردن سرخورده می شوند. از آمار فروش متوجه این سرخوردگی می شوید. قسمت اول آن کار به نظرم تحسین برانگیز بود (فکر همزمانی انتشار این آلبوم با آلبوم بنیامین) ولی قسمت دومش که به جنجالی تبلیغاتی کشیده شد و کاملا مشخص بود تعریف شده و هدایت شده بود، از نظر من اصلا حرفه ای نبود.
چرا از آهنگ های کوتاه چند ثانیه ای در کار خود استفاده کرده بودید؟
ما پنج آهنگ داشتیم که حدود یک دقیقه یا زیر یک دقیقه بود و به عنوان آهنگ کوتاه محسوب می شوند. برای این کار دلایل خودم را داشتم در واقع یک جور آزمایش بود که نتایج آن را هم دیده ام، دارای نقاط مثبت و منفی زیادی است. بارها شده که مردم در یک کار مثلا سه دقیقه ای فقط 30 ثانیه از آن را می پسندند. ما فکر کردیم چرا با فکر مردم بازی کنیم و کار را برای آنها سخت کنیم. به جای اینکه یک آهنگ را طولانی کنیم تصمیم گرفتیم فقط همان 30 ثانیه ای که مردم دوست دارند را بسازیم.
ولی مردم وقتی آهنگ ها را می شنوند می گویند «کاش» این آهنگ طولانی تر بود.
اگر کسی یک «کاش» بگوید، من به نتیجه ای که می خواستم رسیده ام.
شما ترانه هم می گویید؟
بله. من اصلا با ترانه وارد موسیقی پاپ شدم، سال ۱۷ بود. ۱۶ – ۱۷ ساله بودم که وارد کارگاه شعر و ترانه «فرید احمدی» شدم آن موقع ایشان به عنوان استاد من بودند که البته هنوز هم همین طور است و بعدها خیلی با هم دوست شدیم.
ساز هم می زنید؟
بله. همان طور که گفتم ابتدا ترانه کار می کردم و بعد شروع به ساز زدن کردم.
چه سازی؟
گیتار می زدم و همزمان با آن شروع به آهنگسازی کردم البته قبل از آن هم آهنگسازی های پراکنده ای انجام می دادم بعد از یک مدت تصمیم گرفتم توانایی که در شعر داشتم را به آهنگسازی و موسیقی و خواندن منتقل کنم. چون یک فرد قابل اعتمادتر از خودم در ترانه سازی برایم وجود دارد که آن هم فرید است.
فقط ایشان برایتان ترانه می گوید یا خودتان هم کمکش می کنید؟
ما معمولا فکرهایمان را با هم تقسیم می کنیم. فرید به راحتی فکر من را می خواند و به راحتی می توانیم با هم تبادل نظر کنیم تا به نتیجه ای که در ترانه می خواهیم برسیم.
ترانه های آلبوم هایتان را حفظ هستید؟
بله. همه ی ترانه ها را حفظ هستم. در واقع همان لحظه که در حال ساختن ترانه ها هستیم آنقدر روی آن ترانه تمرکز می کنیم که همان موقع آن را حفظ می شوم.
آن نفس نفس زدن که یک شاخصه بارزی از صدای شما بود در آلبوم دومتان کمرنگ شده بود علتش چه بود؟
بله. آن نفس نفس زدنی که شاید در آن زمان خیلی جذاب بود، بعد از آن به قدری آن کار را تکرار کردند آن هم به صورت اغراق آمیز، که حال آدم را بد می کرد. بریا همین تصمیم گرفتم از این کار که خودم کرده بودم کمی فاصله بگیرم تا کمی این فضا معقول تر شود.
چطور شد که تصمیم گرفتید این کار را در آهنگ هایتان انجام دهید؟
کاملا طبیعی است آدم وقتی در حال خواندن است نفس می کشد و من تصمیم گرفتم این نفس کشیدن ها را ادیت نکنم. خیلی کار ساده ای است. تا قبل از این رسم بر این بود که نفس کشیدن های بین خواندن را می بریدندولی من تصمیم گرفتم که این کار را نکنم چون به نظرم جذاب تر بود و به مخاطب نزدیک تر بود. این نفس کشیدن عنصر موفقیت یک کار نیست.بعضی ها فکر می کنند نفس کشیدن در بین آهنگ یا درآوردن صداها عجیب و غریب عنصر موفقیت کار است در صورتی که به نظر من این فقط یک ادویه خوش طعم برای کار است.
جدیدا مد شده که مثلا وسط آهنگ قسمتی را به ترانه رپ اختصاص می دهند شما دوست ندارید این کار را بکنید؟
دوست داشتن من یک طرف است اما من دنبال ایده های بهتری هستم که اتفاق هم می افتد. این را همه دارند انجام می دهند و من دنبال ایده های جدیدتری هستم که مطمئنا بریا مردم هم جذاب تر است.
یعنی بیشتر از اینکه دنبال سلیقه مردم باشی سلیقه سازی می کنی؟
هر دوتای آنها روی هم تاثیر می گذارند یعنی یک بخش از سلیقه سازی این است بدانی مردم کجا هستند. خیلی دور از مردم نباید باشی چون در این صورت مردم نمی توانند تو را پیدا کنند برای سلیقه سازی باید یکسری داده ها از جامعه داشته باشی تا بتوانی به بهترین نحو این کار را انجام دهی و کاری که حالا مردم آن را می خواهند شش ماهه دیگر انجام ندهی.
بعضی مواقع مردم از نوآوری ها استقبال نمی کنند.
بله. این کار، کاملا ریسک است. اما باید بتوانی ریسک خودت را نزدیک به واقعیت بکنی یعنی باید حالت ریسک را تا می توانی پایین بیاوری ولی کاری نکنی که به صفر برسد.
چطور می توانی این کار را عملی کنی؟
این یک کلید است که فقط خودم می دانم و مال خانه من است و اگر بخواهم آن را بلند بگویم آن وقت همه به خانه من می آیند. این مسائل فنی یک راه است که مخصوص خود آدم است. البته آنقدر هم انحصاری نیست و ممکن است افراد دیگری هم آن را کشف کرده باشند، که بخش زیادی از این کار ذاتی است.
قصد ندارید برای تیتراژ فیلم ها یا مجموعه های تلویزیونی بخوانید؟
این مسئله خیلی به من پیشنهاد می شود ولی مجموعه ای که به استاندارد کار ما بخورد هنوز پیدا نکرده ایم.
فکر نمی کنید اگر این کار را انجام دهید باعث می شود که خیلی مردمی تر شوید؟
کسانی که مدام این کار را انجام می دهند و وقت و بی وقت با کارهای ضعیف و متوسط شان همان چند اثر خوبشان را هم در ذهن مخاطب کمرنگ می کنند آیا مردمی تر شده اند؟!
به همین دلیل پیشنهادهای بازیگری را قبول نکردید؟
تا حالا که اینطوری بوده است. مگر اینکه ببینیم این کار یک اتفاق است و یک یا دو بار هم بیشتر نیست ولی اگر به صورت یک حرفه در بیاید باید همه کارهایم را تعطیل کنم و زندگی ام را بریا آن کار بگذارم. اینطوری است که آدم می تواند پیشرفت کند.
آیا بنیامین رابطی برای خواننده شدن داشت؟
فقط یک جمله می گویم که بنیامین همیشه یک قدم از شرایط و امکانات عقب تر بوده و خودش همیشه خودش را بالا کشیده است.
قصد برگزاری کنسرت را ندارید؟
من هیچ منع قانونی بریا برگزاری کنسرت در داخل ایران ندارم و بعد از انتشار آلبوم دوم همواره آماده ی اجرای زنده برای مردم هستم حتی ترکیب گروه نوازنده همراه، هم مشخص شده است اما در حال حاضر منتظر تصمیم نهایی رجب پور هستم که سابقه طولانی و خوبی در رابطه با اجرای کنسرت دارد.
کلیپ سازی در دنیای موسیقی نقش زیادی در جذب مخاطب دارد؟ چرا این کار را انجام نداده اید؟
برای این کار نیاز به دو عامل مهم دارم: 1- کلیپ فوق العاده. 2- رسانه ی مناسبی که بتواند آن را پخش کند. هر وقت این دو عامل در کنار هم مهیا شوند حتما این کار را انجام می دهم که امیدوارم در آینده خیلی زود این اتفقا شدنی باشد.
در یکی از مصاحبه های اخیرتان که خیلی هم جنجالی بود، نظرات مختلفی راجع به آدم های سرشناسی داده بودید که در برخی موارد با انتقادات شدیدی هم روبرو شد، اساسا چرا تن به چنین مصاحبه ای دادید؟
معمولا آخر بعضی مصاحبه ها، مصاحبه کننده اسم برخی از دوستان، همکاران و هنرمندان را ذکر می کنند و نظرات ما را راجع به آنها می پرسند و می گویند در یک جمله نظر خودت را درباره ی این آدم ها بگو، همیشه تعداد محدودی سه یا چهار نفر این کار را می کنند، اما آن روز در خصوص افراد زیادی این سوال را پرسیدند و بعد در مصاحبه چاپ شده خیلی از صحبت های مهم من در طول مصاحبه حذف شد و بیشتر بخش مربوط به این نظرات را برجسته کردند. طبیعی است که وقتی اسم تعدادی از آدم های سرشناس را بیان می کنند نظر آدم راجع به «کار» همه ی آنها یکسان و حتی مثبت نمی تواند باشد.
من هم نظراتم را صادقانه و بدون داشتن هیچ ذهنیتی درباره اینکه مصاحبه کننده چه قصدی دارد، مطرح کردم که در اکثر مواقع مربوط به کار یا آثار این دوستان بود در ضمن در چند نمونه، نظرات انتقادی دلسوزانه ای هم داشتم. باز هم می گویم که آنها نظرات شخصی بنیامین بودند چرا که آنها هم فقط نظرات شخصی من را خواسته بودند که البته ایده جالبی هم بود و امیدوارم با تکرار ایده هایی از این دست جامعه هنری ما بتواند ظرفیت خود را برای پذیرش نقدهای سازنده گسترش دهند.
منبع:www.benyamin-85.blogfa.com
سلام!
خوبی؟خوبم!
بله،داشتم میگفتم ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا!
پروردگارا!جوانان مارا جنبه عطا کن!الهی آمین!
نمی دونم چرا تو ایران افراد مشهور این جورین!اصلا فقط تو ایران این جورین یا همه جا همینه؟تو رو خدا هر کی میدونه چرا به منم بگه!چرا بیشتر آدمای مشهور ایرانی بی جنبن؟چرا منتظرن تا یکی یه چیزی بگه و بپرن بهش؟
به من بگید چرا؟!؟؟!؟!!؟!؟!؟!؟!؟!!!!؟!!؟!؟!؟!؟!!؟؟!؟!؟!!؟!؟!؟؟؟!؟!؟!؟!؟!!؟!؟!؟!؟!!؟!؟!؟!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!
حالا حامد بهداد اون جوریه،محسن یگانه دیگه چرا؟!مگه بنیامین درباره محسن یگانه چی گفته بود؟
این مصاحبه "بدون سانسور با بنیامین":
محسن يگانه: من ناراحت شدم كه آن ملودي يوناني را در كارش شنيدم و غصه خوردم. محسن كه اين همه كارهاي خوب ساخته، نبايد آن ترانه را ميخواند! اما ايشان توانمنديهاي خوبي دارد، صداي شنيدني دارد و من او را تحسين ميكنم.
اینم مصاحبه با زندگی ایده آل:
محسن یگانه؟
- ملودی های خوبی دارد اما نمی دانم چرا باز ملودی های موسیقی ملل دیگر را کار می کند.
اما فقط یکبار این کار را کرد!
- می گویم که دیگر نکند. حیف است!
چرا باید محسن یگانه بگه:
موسیقی زیرزمینی در چند سال اخیر هر سال چهره جدیدی را رو کرده است. یک روز هیچکس، یک روز یاس، یک روز ساسی مانکن. موجی که هرکدام از این چهرهها به راه میاندازند چرا در سالهای بعدی ماندگار نیست؟
-بیشتر به مسیری که انتخاب میکنند بستگی دارد. این انتخاب مسیر، خیلی مهم است. نباید زیادی جاهطلب باشند و با صبر و دقت بهترین تصمیم را بگیرند. این خیلی مهم است که از راه به در نشوند. نمونه عینی این جور آدمها که از خود بیخود شدند و راه را در میانه گم کردند، کسی نیست جز بنیامین بهادری. او که حتی درک درستی از هفت نت موسیقی هم ندارد، به راحتی کل جامعه هنری ایران را زیر سوال می برد و به آنها بیاحترامی میکند. چرا ما باید لنگ یک سری افراد بیهنر باشیم که سر یکسری اتفاقات خاص رو آمدهاند و فکر میکنند که موج شان ماندگار است.
بفرمایید، این هم آلبوم جدید بنیامین! چرا ما باید اجازه بدهیم که یک «بچه»، یک بچه از لحاظ هنری، بیاید و در صحبتهایش این همه هنرمند را زیر سوال ببرد؟ آلبوم دوم همین آقا همه انسجام بازار موسیقی ما را بعد از عید از بین برد. او به شعور مردم ما توهین کرد و تازه دو قورت ونیماش هم باقی است.
چرا؟چرا؟!اولا: چرا درک درستی از هفت نت موسیقی نداره؟با چه مدرکی؟!
دوما:بچه خودتی!
سوما :اه اه اه!
چهارما:بنیامین چی رو اشتباه گفته؟اگه هم اشتباهی کرده باشه به خودش مربوطه!چون اینا نظرات شخصی بنیامین بوده!خوبم کرده گفته!
ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا!
من خیلی محسن یگانه رو دوست دارم ولی کاش با این صدای خوبش اخلاق خوبی هم داشت!
همین دیگه!
"محسن یگانه فرت!" |
About![]()
قایق های نجات که رسیدند Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 Links
سایت رسمی بنیامین |